پاییز سال هفتاد با یکی از رفقا دبیرستان ابوذر غفاری رو جیم زدیم که بریم سینما. تازه ازاینور آب رفته بودم به مملکت گل و بلبل. خلاصه که قرار بود بریم فیلم "گروهبان" آخرین ساخته ی اون موقع مسعود کیمیایی رو ببینیم. دقیقا یادم نیست قبلش از کیمیایی فیلمی دیده بودم یا نه...ولی فکر میکنم یکی از سکانس های "گوزنها" رو جایی دیده بودم. رفتیم سینما "آسیا" که یک سینمای درجه سه و در پیت بود نزدیک چهار طبقه یا همون دروازه طلایی مشهد.
فیلم خوبی بود. راجع به یک گروهبان ارتشی بود که بعد از تموم شدن جنگ برمیگرده ولایت، و میبینه یک زمین خوار زمینی که سالها پیش خریده بوده رو غصب کرده. دیگه بقیش هم معلومه...رفاقت و دعوا و چاقو کشی و انتقام و اعتراض و سرکشی و خلاصه همون سیستم کیمیایی. شاید اون اولین فیلمی بود که بعد از برگشتن تو سینما دیدم. همون موقع اون رفیقم که خیلی فیلم شناس بود گفت قبل از اون کیمیایی فیلمی درست کرده به اسم "دندان مار". اون زمان هنوز ویدیو اینقدر هم گیر نشده بود. البته الان که دیگه ویدیو هم دیگه نیست و این دی وی دی و این سوسول بازیها جاشو گرفته. مشکل دوم نبود که معمولا فیلم های سینمای ایران، غیر از قدیمیها که رو فیلم نمیومد. القصه...گذشت..
.فیلم های بعدی کیمیایی اومد..."رد پای گرگ"..."تجارت"..."مرسدس"..."ضیافت"...ولی از "دندان مار" خبری نبود. یکبار رفته بودم خونه مهندس. گفت من دارم رو یک تحقیق کار میکنم که معنی اسم فیلمهایی که در اونا اسم یک حیوان اومده چی. بعد هم نشون داد که مثلا تا اون وقت یک لیست ۳۰...۴۰..شایدم ۵۰ تایی درست کرده بود و یک توضیح هم روبروش داده بود که این یعنی چی...من هم همینجوری گفتم "دندان مار" هم هست تو لیستتون...گفت نه! و پرسید حالا چرا کیمیایی اسم این فیلمو گذشته این؟ من نمیدونستم...هنوز فیلمشم ندیده بودم...شب تو خونه مهندس خودش زنگ زد...آقا فردا بیاین اینجا با هم "دندان مار" رو ببینیم. منم از خدا خواسته فردا آماده به یراق اونجا بودم.
"دندان مار" اولین ساخته کیمیایی بعد از جنگه که مربوط میشه به وضیت مهاجرین جنگی. همون سیستم رفاقت و نامردی و انتقام...اون شب ما دو بار این فیلمو دیدیم. ولی نفهمیدیم چرا اسمش اینه...من بعد ها مسعود کیمیایی رو دیدم و دوبار باهاش حرف زدم. حتی یک بارش که ملت دورش کرده بودن سوال های خیلی جالبی شد ازش. یکی پرسید آقا بالاخره کی سید و قدرت رو لو داد آخر "گوزنها"...اونم پرسید شما چی فکر میکنی...گفت من فکر میکنم "ممد" (پرویز فنی زاده)...کیمیایی گفت اتفاقا منم وقتی اولین بار این فیلمو دیدم همین فکرو کردم!! منم باهاش حرف زدم...اما نمیدونم چرا نتونستم بپرسم حالا چرا "دندان مار"...
دو سه شب پیش با حمید حرف فیلم بود و باز هم کیمیایی و تکرار مکررات...وقتی گفتم آقا بیا "دندان مار" رو ببینیم دوباره، چون خودم چند ساله که ندیدمش، یادم اومد از اینکه یک وقتی این اسم چقدر برام اسرار آمیز بود. اینقدر که ندونستن معنیش کم کم برام به یک نوستالژی تبدیل شد که حتی از خود کیمیایی نپرسیدم چرا...
3 نظرات:
Hi
I studied in Aboozar too, but I graduated in 1369! where are you now buddy?
I may know you my friend.
haji ye sar bezan be web loget
خوشحالم میبینم دوباره شروع به نوشتن کردی . دلم برای خواندن مطالب تنگ شده بود یه جورایی!
من هنوز فیلم دندان مار رو ندیدم. شاید یک روز با هم ببینیم
ارسال يک نظر