Tuesday، December 06، 2005

مزد گورکن

اين چندمين سانحه هوايی است که اتفاق ميافته؟ حسابش ديگه در رفته...معمولا يکی دو تا رو ميشه گذاشت به حساب اتفاق...بعدش ديگه اتفاقی نيست. اين وسط جون آدم هايی است که از بين ميره سر هيچ و پوچ...و سر حماقت و خريت، سر عدم مديريت صحيح و سر آرمانگرايی کور عده اي که فکر ميکنن با دشمنی با زمين و زمان دارن راه بهشت رو برای بقيه باز ميکنن
****
وقتی سال هفتاد و يک هواپيما سپاه خورد به هواپيما مسافربری تهران مشهد، و صد ها نفر مردن، گفتن اينا شهيد شدن...اشتباه خلبان بود! وقتی هواپيما مسافربری خورد به کوه های کرکس و باز هم کلی کشته شدن...اشتباه خلبان!!! وقتی هواپيما ی سپاه نزديک کرمان يا زاهدان خورد زمين...اشتباه خلبان...وقتی هواپيمای وزير راه سقوط کرد...اشتباه خلبان!!! شعورتون نميرسه اين خلباناتونو بفرستين يک جای درست آموزش ببينن، که اين همه اشتباه نکنن؟؟
****
آلودگی هوای تهران رسيده به حدی که مجبور شدن مدرسه ها رو تعطيل کنن. ام القرای اسلامی به روزی افتاده که ديگه هوای نيمه تميز هم نداره. آقای توکلی، استاد همه چيز فهم اقتصاد....وقتی ميگن بنزين بايد قيمت واقعی داشته باشه، يک دليلش اينه در هزينه ارزی صرفه جويی بشه. منفعت دراز مدتش اينه که ملت باک بنزين رو با پول يک ساندويچ پر نکنن برن تو خيابون ها گلگشت!! البته نکنن چجوری آدم وعده وعيد های پوپوليستی رو بکنه تو پاچه ملت، بعد که کم آورد بزاره به حساب تحريم و توطئه
****
...
هرگز از مردن نهراسیده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من باری همه مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی افزون باشد
...
زنده ياد، احمد شاملو

0 نظرات: