از هيچ چيز به اندازه ضعيف کشی بدم نمياد. شايد اين تنها چيزی باشه که کماکان، از همون وقتی که بچه بودم تا همين الان که سه دهی و اندی ازم گذشته هنوز به يک اندازه منو رنج ميده.در واقع خيلی از خاطرات جوانی، که بعضی هاش اينجا منعکس ميشه، به اين شادی و شنگولی که اينجا ميآد نبوده. خيلی هاش سانسور ميشه، خيلی ديگشم اصلا نميشه اينجا نوشت.
.
مثلا خيلی نميشه نوشت که بچه چند سال کوچيکتر از خودت، به صرف اينکه بهش ا سلحه ميدن، ميتونه سرت داد بکشه و با پس گردنی بندازتت تو مينيبوس! يا پسر و دختری که با هزار آرزو عروسی ميکنن، همش بايد منتظر باشن که الان ميان، الان ميآن. تازه اينا خوباش بود!
.
يک مورد خيلی احمقانه ديگش، رفتار غير انسانی معلم ها، مخصوصا تو مدارس دولتی ايران است. اين سوسول های غير انتفاعی رو هم حقيقتش نميدونم...چند روز پيش، با يکی صحبت دوران دبستان بود. اسم معلم پنجم دبستانو پرسيد. يادم اومد ازش...و قبل از همه از کتک هايی که ازش خوردم. آدم خيلی کينه اي نيستم، مگر بدجوری از طرفم ضربه بخورم...اين يکی از اونا بود. شايد اون موقع نميفهميدم، ولی بعد ها بيشتر فهميدم. قبول که من خيلی شر بودم! ولی تو تمام اين سالها، نتونستم هيچ توجيهی برای رفتار وحشيانه معلم ها تو ايران بتراشم! جدی فکر کردين مثلا يک بچه چهارم يا پنجم دبستان، فرضا مشق ننوشته، يا خونه پرش تو کلاس چيزی خورده يا حرف زده! از اين بدتر که نميشه! معلم با خشونت تمام عکس العمل نشون ميده! خود من، باورتون نميشه چندين بار خودکار لای انگشتم شکست يا سطل آشغال بالای سرم گرفتم! که مثلا چی؟ متنبه بشم، که چقدر هم شدم! يکی نبود به اون عوضی ها بگه، اگر قرار بود تنبيه اثری داشته باشه که تمام کلاستون بايد از هفته دوم به بعد فرشته ميشدن!
.
فيلم "مشق شب" عباس کيارستمی رو ديدين؟ از صد تا شاگرد دبستانی ميپرسه "تنبيه يعنی چی؟" ميگن "کتک". مپرسه "تشويق يعنی چی؟" ميگن "نميدونم". در واقع رفتار احمقانه و وحشيانه معلمين تو ايران، از اونجايی ميآد که سيستم، مخصوصا تو مدرسه های دولتی، دست معلم رو باز ميذاره تا هر غلطی دلشون ميخواد بکنن. زور بگن، کتک بزنن، جريمه مشقی کنن. همين رفتار باعث ميشه که شاگردا اونو به جامعه منتقل کنن و اين سيکل معيوب ادامه پيدا ميکنه. مايه خجالته که يکی با سن نزديک چهل سال، بخواد زورشو به يک بچه نشون بده.
.
دقت کردين که تو دبيرستان ها اين مسئله خيلی کمتر ميشه...ميدونين چرا؟ دليلش مسلما اين نيست که دبيرستانی ها از دبستانی ها خيلی بشتر ميفهمن، يا آرامش خونشون ميزنه بالا وقتی ميآن دبيرستان. دليل اصليش اينه که ديگه معلم ها (که اسمشون ميشه دبير!!!) خيلی هم جرئت نميکنن با دبيرستانی در بيافتن. چون ميدونن اونا ديگه خيلی مثل دبستان و راهنمايی ها بی کس و کار و مظلوم نيستن!! اينجاست که مجبور ميشن خوش اخلاقتر بشن! به نظر من، تنبيه بچه بيدفاع سر کلاس، يکی از بارز ترين نمونه های ضعيف کشی است.
1 نظرات:
akh ke rahnamayi boodim che ghadar mashin emoalemaro kam bad mikardim!! :D LoL
ارسال يک نظر